کافه صفا

یادداشت‌های پراکنده در حوزه فرهنگ و تاريخ استرآباد و گرگان، نشر ، چاپ، مطبوعات و...

رئیسی

مهدی صفایی*:
روزهای گذشته سایت‌های خبرآنلاین، گرگان‌خبر و گرگان‌ما یادداشتی را از رسول جعفریان، از چهره‌های فرهنگی کشور و رییس پیشین کتابخانه مجلس منتشر کرده‌اند. در این یادداشت با توجه به فراررسیدن سالگشت درگذشت مرحوم آیت‌ا... سید محمد رئیسی گرگانی- البته با محاسبه سالگشت قمری، چون سالگشت خورشیدی آن 19 مرداد است- به شرح مختصری از زندگی، فعالیت‌ها و همچنین شعری طنزی از آن‌مرحوم برای سنگ‌قبرش پرداخته شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 


جمعه 11 اسفند 1391 
بهشت هیرکان - ثامن مشهد
ساعت : 13:30
------------------------------
شهرداری گرگان - پتروشیمی بندرامام
ساعت : 16
سالن امام گرگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

شاید آن روزها که اسدالله کبیر با بودجه اندک تیم شهرداری را می­‌بست می­‌دانست که با جمعی از بازیکنان جوان روزهای سختی در پیش دارد. روزهایی که باید بازیکنان جوان و جویای نام بومی و غیربومی، جانانه بجنگند. جانانه و البته غیرتمندانه...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

چند روزی می‌شود که ابوالفضل نسایی، جایزه‌ی بهترین عکس مستند در جشنواره شید ایران را دریافت کرده است. واقعا از اینکه او برنده جایزه‌ای با این اعتبار شده خوشحالم. دقایقی پیش هم خبر انتشار عکس‌های نسایی در مجله معتبر تایم خوشحال‌ترم کرد.
نسایی را حداقل ۱۰ سال است می‌شناسم. او را می‌توان نخستین عکاس حرفه‌ای مطبوعاتی استان دانست. او روزهایی در گلشن مهر عکاس شد که خبری از عکاسی دیجیتال و دوربین‌های امروزی نبود. روزهایی که در گرگان، عکاسی مطبوعاتی معنایی نداشت. یادش به‌خیر باید به سرعت عکس می‌گرفتی و عکس‌ها را در عکاسی‌های چهره‌نما یا شیوا چاپ می‌کردی...
نسایی در اوج پختگی حقش رسید و البته شاید بهتر که این افتخار برای او در این سال‌ها به‌دست آمد نه سال‌های جوانی. چه بسیار عکاسانی که مقام‌های کم اهمیت‌تر از جوایز کنونی نصیبشان شد و البته کمتر زمانی بعد هرچند عکاس ماندند اما در غوغای عکاسان تازه و جوان‌تر گم شدند.
نسایی آهسته و پیوسته رفته است. آرام و بی‌حاشیه و خاص است و البته اهل زدوبندها و باندهای این و آن عکاسی نیست. شاید از همین روست که اهل جشنواره‌ها هم نبوده است. موفقیت‌های اخیر برای نسایی، افتخاری برای مجموعه دوستان عکاس گرگان است. مبارکش باشد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

فكر مي‌كنم يك ماهي مي‌شود كه خانه تاريخي حاجي‌قاسمي در محله‌ي دربنوي گرگان فرو ريخته است. خانه‌اي كه روزي قرار بود خانه مشروطه شود و مثل ده‌ها خانه همچون فروغي در ميخچه‌گران، دياني در دوشنبه‌اي، سيدي در خيابان امام و...
يادش به خير چند سال پيش محمود اخوان يادداشتي همراه با فهرست بناهاي تاريخي نيازمند حفاظت در گرگان منتشر كرده بود. يك گزينه ديگر از آن ليست كم شد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1391ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

 امشب تاریخی‌ترین شب بسکتبال گرگان بود. تیم جوان گرگان اگر چه امسال حال و روز آنچنان خوشی ندارد اما شاید از بازی جانانه در مقابل پتروشیمی صدرنشین باید می‌فهمیدیم که آنان نمی‌خواهند در خانه به دانشگاه آزاد ببازند.
لينك اين مطلب در گرگان خبر را اينجا ببينيد 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1391ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

سال‌هاي دهه 70، من دانش‌آموزي 10-11 ساله بودم. يادش به‌خير در محله‌ي ملل زندگي مي‌كرديم. آن‌سال‌ها هنوز بسياري از محلات گرگان گاز شهري نداشت. از اين‌رو ما كه هر روز مدرسه مي‌رفتيم، به ديدن صحنه‌هاي تكراري صف‌هاي بلند و كوتاه و مردم با پيت‌هاي نفت در دست يا صف كپسول‌هاي گاز در روزهاي معيني از هفته عادت كرده بوديم. يادم مي‌آيد آن روزها كه گاهي از معطلي پيش پدرم گلايه مي‌كردم با خنده مي‌گفت: حالا كه برق و آب هست اما زمان كودكي آنها آب آشاميدني را بايد با دبه‌ از ميدان عباسعلي (سقاخانه فعلي) كه مظهر قنات بود تا خانه (محله 9‌تن، ميركريم) حمل مي‌كردند. پدرم ادامه مي‌داد: ما هم كه زمان كودكي از آب آوردن خسته مي‌شديم، پدرمان مي‌گفت: حالا كه خوب است، شما از ميدان آب مي‌آوريد اما ما از آب‌انبار حاج علي آب مي‌آورديم كه 40 پله داشت....

داستان پيشرفت‌هاي تكنولوژيك آن‌قدر شتاب‌آلود است كه همه بايد حتي از خاطرات 10 ساله‌مان با شيريني ياد كنيم و بخنديم كه چه وضعي بود و اكنون چگونه است؟ اما آنچه در اين ميان مرا آزار مي‌دهد، اينست كه نسل بعد چه قضاوتي درباره ما خواهد داشت؟ هنگامي كه برايشان خاطرات خود را اين‌گونه نقل مي‌كنيم: گرگان 10-20 سال پيش شهر قشنگي بود، باران‌هايش به دل مي‌نشت، جوي‌ها اينگونه نبود و باران به خيابان‌ها و مغازه‌ها و... آسيب نمي‌زد.  ناهارخوران هم پارك زيبايي بود. درختان انبوه‌تري داشت، اين‌قدر ساختمان اداري و تجاري و... نداشت، هر فضايي را نمي‌شد اشغال كرد و چادري زد و كاسبي كرد. البته هنگامي كه نسل بعد به حرف‌هايمان با تعجب نگاهي كرد، با تاكيد بگوييم: به‌خدا زيارت اين مدلي نبود، اين همه آپارتمان نداشت، درختان بيشتر بود و...

يا بگوييم باور كنيد شهر ما بافت تاريخي زيبا و خوبي داشت، خانه‌هاي پدري‌مان تا چند سال پيش هم بود، اين مجتمع تجاري فلان، خانه پدربزرگ فلاني بود، مدرسه ما فلان‌جا بود. يا بگوييم بسكتبال گرگان چنان بود، روزي شهره ورزش ايران بود، ورزش اول ما بود، سرخ‌پوشان نايب قهرمان ايران بود، گنبد، قطب واليبال بود. وقتي كه نسل بعد از حرف‌هاي ما متعجب ماند بگوييم، به‌خدا ما تلاش كرديم كه زيبايي، تاريخ و فرهنگ شهرمان را حفظ كنيم، اين كارها را كرديم، اين قدم‌ها را برداشتيم و...

اما آيا نسل بعد باور خواهد كرد؟ 

البته كه به بركت همين تكنولوژي‌ها، عكس‌هاي زميني و هوايي، خواهد ديد گرگان چگونه شهري بوده است، اما حرف‌هاي ما را باور نخواهد كرد. نسل بعد انگشت اتهام را به سوي ما نشانه خواهد رفت، به خاطر سكوتي كه در برابر آسيب‌هاي جدي به ناهارخوران، زيارت، بافت تاريخي، جنگل ابر، بسكتبال گرگان، واليبال گنبد، فوتبال دختران...  نمي‌دانم مرجع ضمير ما در اين يادداشت بايد چه كساني باشند؟ اما آن‌ها كه علاوه بر شهروندي، وظيفه قانوني و اداري داشتند يقينا بيشتر بايد پاسخگوي نسل بعد باشند، نسلي كه از ما به سبب يكايك تصميمات‌مان خواهد پرسيد....



+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1391ساعت 2:53 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

هفته کتاب بار دیگر فرا رسیده است. کتاب همان یار مهربان که از کودکی توصیه می‌کردند بخوانیم و البته ما وقتی میخواستیم بگوییم چه بچه خوبی هستیم کتاب می‌خواندیم... کتاب همان نشان رشد یافتگی جامعه، کتاب با همه به‌به و چه‌چه‌های همیشگی که چقدر خوب است و...

 يادداشت در سايت گرگان خبر را اينجا و يادداشت در سايت گرگان نيوز را  اينجا  ببينيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1391ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط محمد مهدی صفایی  | 

مطالب قدیمی‌تر